یک تَوُوش فرهنگی:
ازماست که برماست؛
(استاد سید شجاعی بلخابی، جناب میلاد بلخی و حاج سید حجت فاضلی، دی بخوانند و سایرین هم. مع تأمل!)
نشریه بلخاب از شخصیت های توانمند و آگاه به مسائل انقلاب و مقاومت بلخاب درخواست می نماید تا خاطرات، مشاهدات خود از تاریخ سه دهه بلخاب که تأثیر و شعاع و موج آن تا جغرافیای کشور نیز تابش و جهش و حرکت داشته و قطعه ای از حیات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی کشور عزیزمان افغانستان را در بر دارد را از قلوب به کتب و از گفتار به نوشتار تبدیل نمایند. تا نسل جدید با تاریخ و رویدادهای معاصر آن مرز و بوم آشنا شوند. از سویی آن منطقه رجال خیز و غنی، در فقدان هویت نباشد و جایگاه اصلی خویش را باز یابد. بدون ارائه داشته های مستند، جوان امروز ما بیباور خام و بی تکیه گاه خواهد بود.
بیشک، این نهضت اصحاب فهم و قلم، در شکل دهی شالوه شخصیتی نسل امروز نقش کلیدی خواهد داشت و از سویی این، حداقل زکات علمی و معلوماتی آن فرهیختگان خواهد بود به مام خود، بلخاب این مهد ارزشها.
روی سخن با نویسنده فرهیخته، و از افتخارات جوان امروز بلخاب، حجت الاسلام والمسلمین حاج سید اسحاق شجاعی بلخابی است و مسؤول عمومی مقاومت خطیر و ماندگار بلخاب، از همدورهای های استاد شجاعی، یعنی حجت السلام والمسلمین حاج سید حجت فاضلی بلخابی (مسؤول بخش حقوق بلخاب) و نویسنده صاحب قلم جناب سید میرزاحسین موحد بلخی بلخابی است که می بایست، یکی گفتار و دیگری نوشتار داشته باشد، یکی تحقیق میدانی، دیگری تحقیق بنانی؛ یکی گرد آور مواد خام و دیگری طباخ و طبعاع آن.
بدیهی است که برای تحقق این مهم از فرمانده شجاع وقت مقاومت بلخاب، سید حسن صفایی و دیگر مدافعین بلخاب، رجال جهادی و سیاسی پناهده شده در بلخاب مصاحبه و استناد گری صورت گیرد. (مثل ژنرال دوستم، استاد محقق، استاد خلیلی، مولوی ضریف، اسماعیل خان و..)
اگر عزیزان فوق الذکر، خود را از حجاب و حصار و ملاحضات پردازش به آغاز انقلاب، نزاع های داخلی و... عاجز و محصور می پندارند، پرداختن به بیت مقطع شعر تاریخ معاصر یعنی سکوی پرش به سوی رهایی و آزادی، سمبل شدن بلخاب و عزت تشیع شدن آن سامان که حسن ختام انقلاب بود و مهد ارزشها هست، جای بسی شکوه و عزت آوری است.
نقطه ای که دوست و دشمن، چپ و راست، این وری و آن وری، پائینی و بالایی، خلاصه محل اجماع و اجتماع و خواهش همگان است. زیرا این سه سال مقاومت بلخاب، که اگر چه استفاده و نام و نشانش یکسویه و بی انصافانه عاید دره صوف شد و به طور گذایی و بیش از حد کاذب، پنجشیر اوج گرفت و تریبون های جهانی و رسانه ای را قبضه و به انحصار در آورد... اما قوق حقیقت به زودی از زیر خاکستر خارج شده و چشمک خواهد زد.
که به قول همشهری کهنمان، جناب مولوی بلخی:
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
آی گرامیانی که روی گپ این نبشتهها با نبض طپنده و اینک خموش و پرملاحظه شماست، جفای به تاریخ و نسل دیروز و امروز و فردار را رها، و به قصه خوشپایان و عزت آفرین سه سال مقاومت بلخاب توجه کنید، با زکات پردازی علمی، حلمی، تعهدی خویش نام خویش را به زلف موج دریای کبود بلخاب گره بزنید و بلخآب را دوباره از نو در آغوش بلخ باستان اندازید و این فصل را به وصل تبدیل کنید، مگر نه است که باور دینی ما از نوک مداد ملای بلخی چنین تراوش کرده است:
ما برای وصل کردن آمدیم
نی برای فصل کردن آمدیم
تذکره بلخاب را در گذر ازمنه ها بنگارید. و آن سامان بی سروسامان را از مه آلودگی به در آرید. و فلک را سقف بشکافید و طرحی نو در اندازید. و به آنانی که با عینک ته استکانی سطحی نگرانه نگرانند و می نگرند، بنگارید و بگوئید«چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید».
این هیچ، با شماست؛ یدتهی و پای لیج؛ نشوید گیج، و این مهم را بگیرید زیج، زیرا:
از ماست که برماست!
ارادت ورزتان: حاجی زاده بلخابی 20/1/89
وام دار ريشه و سرچشمه ی آب بلخ باستان است. این رود شیرین همیشه جاری و مقدس، جزو چند نهر مهریۀ حضرت زهرا (س) است -طبق حدیث اصول کافی به نقل از امام صادق (ع)-و 350 کیلومتر راه را طی می کند و در ورودی مرکز استان بلخ (مزار شریف) به 18 نهر تقسیم می شود. تمدن پرپیشینۀ بلخ ام البلاد، زرخیزی و مرد خیزی آن، مرهون بلخاب است